همایون دوست داشتنی

دسته بندی ها :

همایون

ازهمون روزاول که شدپسرما،توخونه یک داداش متین داشت ..یک‌ماه بعد خواهردارشد و‌عاطی گلی اومدپیشمون ..شد داداش دلسوز عاطفه گلی و‌متین ..همه جوره حواسش به خواهر و برادر کوچیکترش بود ..هرجا میرفتیم نگرانی ش رو‌میدیدم که چطور مراقب عاطفه و‌متینه ..علیرضا و عسل هم‌که اومدن ،داداش بزرگی مثل همایون روکنارشون داشتن که همه جا کنارشون بود .زهراکه اومد شد سوگلی و عزیزدل همایون .یه طرزخاصی حواسش بهش بود ،دستش رو میگرفت ،بهش غذا میداد ،پابه پاش راه میرفت ..نوراحمد و مهران که اومدن ، انگار برای اولین بار حضور یک برادر بزرگ‌تر مثل نوراحمد رو حس کرد ..حالا دیگه مهربونی همایون جنسش فرق کرده بود .تمام لباسهایی که خودش دوست داشت رو به مهران بخشید ..تختش رو به نوراحمد داد ..اسباب بازی هاش رو به مهران داد ..دیگه اساسا چیزی نداشت که فقط به خودش متعلق داشته باشه ..همه چیزایی که دوست داشت ،بهشون تعلق خاطرداشت ،رو باخواهرا ‌وبرادراش تقسیم کرده بود ..مهربون تر از همیشه بود وقتی حس میکرد شش تا برادر وخواهرداره،حالادیگه علی هم به جمع مااضافه شده بود ..برادری مسئولیت پذیر مثل همایون برای هر خواهر و برادری ،نعمت بزرگی هست .وحالا این پسر رو که شونه هاش شایدخسته ازبارمسئولیت بیشتر از سن و سالش هست،رو آوردیم سفر ..واین اولین روزهایی هست که داره حس میکنه تک ‌‌وتنها فرزندخونه ست ،آوردیمش تااستراحت کنه و باانرژی بیش‌تری برگرده ..آوردیمش سفر تا تشکرکنیم از پسری که هیچوقت ازمانخواست جز اون فرزند دیگه ای توخونه باشه ..آوردیمش سفر تا قدردان همه ی مهربونیاش باشیم ..عاشقتم همایون ،همایون عزیزدل مادر ،مهربون من همایونم

برچسب ها :

نظرات شما

  1. اکرم گفت:

    همایون دقیقا ژن خودتون رو داره قلبی پر از مهربونی بدون حد و اندازه

تماس با مدیریت
0
X