اشتغال

دسته بندی ها :
اشتغال
اشتغال

دو روزه عاطفه غرق خوشحالیه بابت کار کردن باباش،شاده از اینکه باباش ماشین خریده.ولی بابای عاطفه همون روز اول که از مشهدبرگشت اومد پیش ما و گفت من اینکارو نمیتونم انجام بدم چون همکارم اعتیاد داشت و ممکنه منم دوباره برم سمت مواد.خوشحال شدم از این کارش و تشویقش کردم .چندوقت پیش چندنفر از مهربونا در مورد وضعیت کاری بابای عاطفه پرسیدن و گفتم بابای عاطفه به جز رانندگی هیچ کاری بلد نیست .این عزیزان مبالغی رو واریزکردن و قرارشد برای بابای عاطفه گلی ماشین بخریم تا باهاش کارکنه .دو هفته ست از طرف این عزیزان پراید وانت خریدیم ولی موقعیتی پیش نیومد ماشینو بدیم دست بابای عاطفه .دوروز پیش وقتی گفت میترسم اون کار باعث بشه برم سمت مواد،تقریبا امیدوارشدم که دوست داره پاک بمونه .امروز عزیزدلی از مشهد تماس گرفتن و گفتن اسباب کشی دارن و مقداری وسایل برامون گذاشتن کنار .به بابای عاطفه مسئولیت اینو دادیم که برن مشهد و وسایلو بیارن .نمیدونین عاطفه وقتی دید باباش میخواد بره مشهد چه ذوقی داشت .بابای عاطفه رفت مشهد و وسایل رو آورد .عزیزدلمون در مشهد برای عاطفه گلی عروسک فرستادن و یک تابلو .وقتی بابای عاطفه این هدایا رو به عاطفه داد،عاطفه از ذوق گریه کردوگفت:بابام کار کرده،برام هدیه خریده،برم ازش تشکر کنم، ???بعد هم تابلو رو داد به من و گفت اینم از طرف من و بابام کادوی عروسی شما،الهی که من فداش بشم دختر مهربونم .امشب عاطفه آرومترین خواب دنیا رو داره ،عروسکهای هدیه ی باباش رو بغل کرده ،شوق ماشین باباشو داره و منتظره تا زودتر با باباش بره مشهد???? پی نوشت:عزیزای دل فعلا ماشین دست خودمونه و فقط برای انجام کار در اختیار بابای عاطفه ست .ممنون از عزیزانی که برای بابای عاطفه لطف کردن و هزینه ی خرید ماشین رو پرداخت کردن

مطالب مرتبط

نظرات شما

  1. موسویان گفت:

    ممنون حبیب جان عالی شده

تماس با مدیریت
0
X